اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )

181

خُفى علائى ( خف علائى يا الخفية العلائية ) ( فارسى )

( 20 ) - بلغم زجاجي يا شيشه اي ، بلغم [ ستبر ] و شبيه شيشه گداخته مىباشد ، به بحر الجواهر رجوع شود كه هفت نوع بلغم آورده است . ( 21 ) - در " مر " ، " امرود " آمده است . ( 22 ) - در " مر " و مج 1 ) ، " بوي گلاب و گل و كافور " آمده است . ( 23 ) - در " مر " ، " و بوي گوشت بزغاله " آمده است . ( 24 ) - در ساير نسخه ها ، " غشي " آمده است . در " كا " ، پس از " و اگر غشى افتد " ، " او را تبدار كنند " آمده كه صحيح به نظر نمىرسد . ( 25 ) - در " مر " ، " بشكلند " و در مج 1 ) ، " بشكند " و در " كا " ، " بشكند " آمده است . ( 26 ) - در مج 1 ) ، " بكنند " آمده است . ( 27 ) - در " مر " و مج 1 ) ، " به هوش " و در " كا " ، " بيدار " آمده است . ( 28 ) - در " كا " و " مر " ، " مشك " آمده است . سك [ به ضم سين ] جوشانده اي مخلوط از مازو و شيره خرما كه گاهي بدان مشك نيز مىافزودند در اين صورت آن را " سك المسك " سك مشك ميگفتند ) و آن خاصيت قبض داشت و در تداوى به همين منظور به كار ميرفت ( معين ) 0 ( 29 ) - ويار : Longing of Pregnant Woman 0 ( 30 ) - نانخواه 000 تخمي خوش بوي و شبيه به زنيان كه بر روى خمير نان پاشند ( ناظم الاطباء ) Amersseet كمون ملوكي زنيان ( شليمر ) 0 ( 31 ) - در " مر " ، " بجايند " آمده است . ( 32 ) - راسن : سوسن كوهي ، زنجبيل شامي ، قسط شاهي 000 ( معين ) Common inula يا Elecampane واژه‌نامه گياهى ) 0 راسن ، سوسن كوهي ، زنجبيل شامي ، قسط شاهي - Elecampane ( 33 ) - طمث حيض عادت زنانه بينمازى Menses 0 ( 34 ) - ساير نسخه ها ، كلمه " بسيار " را اضافه دارند . ( 35 ) - در " مر " ، " مشك " آمده است . ( 36 ) - از " به كار دارند " تا چند سطر پائين تر : " برگ موردتر بايد " ، فقط در نسخه اساس كار ديده شد . ( 1 / 221 ) ( 37 ) - اين دو سطر شرح حال بيمارى بود كه گرگاني آن را معالجه كرده است . ساير پزشكان اسلامي ايراني در مولفات خود از اين درمانها آورده‌اند رازى در ابتداى كتاب " حاوي " سى و دو يا سى و سه حكايت طبي آورده است ( رجوع شود به ترجمه " قصص و حكايات المرض " انتشارات دانشگاه تهران ، شماره 940 ) . ( 38 ) - در مج 1 ) ، " و آفت هيضه را سود دارد " آمده است . ( 39 ) - در " مر " ، " اقراص كندر " آمده است . ( 40 ) - در " مر " ، " دو درمسنگ و نيم " آمده است . ( 41 ) - نسخه‌هاى ديگر ، پوست بيخ لقاح " را اضافه دارند . لقاح [ به كسر لام ] مهرگياه . ( معين ) Mandragora 0 مهرگياه - Mandragora ( 42 ) - در مج 1 ) ، " شراب بنفشه " آمده است . ( 43 ) - در ساير نسخه ها ، " خيارشنبر " آمده است . ( 44 ) - در " كا " ، اقراص سنبل " آمده است . ( 45 ) - حب البان : بسته غاليه ( بحر الجواهر ) 000 ايضا به لغت‌نامه دهخدا مراجعه شود . ( 46 ) - حسو [ به فتح حاء ] - هر چيز رقيق كه توان آشاميد . حريره 000 ( لغت‌نامه دهخدا ) 0 ( 47 ) - در " كا " ، " آرد باقلا " آمده است . ( 48 ) - در " مر " ، " لفاح " در مج 1 ) ، " تفاح " آمده است . فقاح : [ به ضم فاء و شد قاف ] شكوفه گياه هرچه باشد ، گياهى